تو ابر باشی اگر، شانه‌های من کوه است
عبورت از شب تنهایی‌ام چه بشکوه است

نه سنگ نیست دلم آن‌چنان که می‌گویند
به هم فشردگی چند قرن اندوه است

تو هم شبیه خودم بغض در گلو داری
و رنگ پیرهنت آه سرد و بی‌روح است

هنوز قلقلکت می‌دهد عبور نسیم
تن لطیف تو از رعد و برق مجروح است

ببار! حوصله‌ی گریه‌ی تو را دارم
تو ابر باشی اگر، شانه‌های من کوه است

محمد هدایت زاده


برچسب‌ها: اشعار, غزل, محمد هدایت زاده
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۹ساعت 13:54  توسط احسان نصری  | 

اگر ماه از تو زیباتر بود
هرگز دوستت نمی‌داشتم.

اگر موسیقی
از آوای تو دل انگیزتر بود
هرگز به تو گوش نمی‌سپردم.

اگر اندام آبشار
از اندام تو زیبنده‌تر بود
هرگز به نگاهت نمی‌نشستم.

اگر باغچه از تو خوشبوتر بود
هرگز تو را نمی‌بوئیدم.
درباره‌ی شعر هم می‌پرسی
بدان
اگر به تو نمی‌مانست
هرگز نمی‌سرودم.

شیرکو بیکس
ترجمه‌ی علی رسولی


برچسب‌ها: اشعار, شعر جهان, شیرکو بیکس, علی رسولی
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 21:56  توسط احسان نصری  | 

از تو نشان گرفتم و دیدم نشان تویی
من بی‌هوا پریده‌ام و آسمان تویی

ای نقشِ تاک حک شده بر باغِ دامنت
هر جرعه‌ی شراب به هر استکان تویی

تقویم‌ها به شوقِ تو تکرار می‌شوند
بوی خوش بهار پس از هر خزان تویی

از ابتدای عشق تویی تا تمامِ عشق
هم ساربان تو هستی و هم کاروان تویی

در کوره‌راهِ حادثه دل در تو بسته‌ام
طوفان گذشت، جلوه‌ی رنگین‌کمان تویی

ای یار! ای ترانه‌ی شب‌های انتظار!
خوشتر ز شعرِ خواجه کدام است؟ آن تویی

جویا معروفی


برچسب‌ها: اشعار, غزل, جویا معروفی
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 13:56  توسط احسان نصری  | 

انسانی که آلزایمر می‌گیرد
قدم زدن را
از یاد نمی‌برد
پس چیزی هست
کسی هست
که هیچ‌گاه فراموش نمی‌شود
شبیه خورشید فردا
که هر روز مرا پیرتر می‌کند
اما یک‌شب با موهای سفید
دوباره از خود خواهم پرسید:
آیا باز او را خواهم دید؟

آریا معصومی


برچسب‌ها: اشعار, شعر سپید, آریا معصومی
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم فروردین ۱۳۹۹ساعت 11:45  توسط احسان نصری  |