دلم برای زنی تنگ است
که دختران جوان غبطه می خورند
دو طره موی سیاهش را
که مردهای جهان می کشند
میان دود چپق، حسرت نگاهش را

دلم برای زنی تنگ است
که خوب می دانست
مرا چگونه بخنداند
که ذوقمرگ شوم
مرا چگونه بگریاند
که پلک های خودش را هم
به لکنت اندازد

دلم برای زنی تنگ است
زنی که ساده تر از باران
زنی که تازه تر از دریا
درست و بی کم و کاست
زنی که مثل خدا بود
مرا برای خودش... نه!
مرا برای خودم می خواست
مرا برای خودم می خواست...

رضا یزدانی


برچسب‌ها: اشعار, شعر نو, رضا یزدانی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد ۱۳۹۷ساعت 16:57  توسط احسان نصری  | 

تا ابد دوریم، چون سوگند قرآن و دروغ
دور، مانند زبان روزه داران و دروغ

روز، پیمان بستی و شب توبه کردی ای دریغ!
توبه کارا! چیست فرق نقض پیمان و دروغ؟

خواستی دلتنگیم را در دلم پنهان کنم
عاشق و انکار دلتنگی؟ مسلمان و دروغ؟

باز در جمع رقیبان صحبت از من شد، بیا!
تا از ایشان بشنوی یک چند بهتان و دروغ

بعد از این دیگر تو را مومن نمی دانم، که دوست
گفت در یک دل نمی گنجند ایمان و دروغ

سجاد سامانی


برچسب‌ها: اشعار, غزل, سجاد سامانی
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد ۱۳۹۷ساعت 16:55  توسط احسان نصری  |