چه می شود کرد
دنیا همین خرابه بود
که به ما دادند
و ما به دست‌ خود خراب ترش کردیم

با هم نساختیم
هر یک خانه ای بنا کردیم
با دیوارها و دری
که پشتشان پنهان شدیم

و هرگاه دلتنگ می شدیم
در را باز می کردیم
به امیدِ دیدار
با دیوارِ رو به رو

شهاب مقربین


برچسب‌ها: اشعار, شعر سپید, شهاب مقربین
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۵ساعت 16:49  توسط احسان نصری  | 

آن آتشی که دوست، به جانم کشیده است
همچون نمک به زخمِ دلِ داغ دیده است

او محرم دلم شد و حالا تمام شهر
اسرار ناشنیده ی ما را شنیده است

ما پاسخی به زخم زبان ها نمی دهیم
ما را خدا برای سکوت آفریده است

لب بسته ایم و بغض دل از ما نمی بُرَد
لب بسته ایم و بغض امان را بریده است

دیگر بس است کوشش ما محض ماندنش
وقت وداع بین من و او رسیده است

احسان نصری


برچسب‌ها: اشعار, غزل, احسان نصری
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۵ساعت 11:12  توسط احسان نصری  | 

گاهی سر زده
دیوانه وار
کوتاه
به دیدنم بیا

رگبار بهار باش...

انسیه موسویان


برچسب‌ها: اشعار, شعر سپید, انسیه موسویان
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۵ساعت 13:42  توسط احسان نصری  | 

دیوانگی زین بیشتر؟ زین بیشتر، دیوانه جان
با ما سر دیوانگی داری اگر دیوانه جان

در اولین دیدار هم بوی جنون آمد ز تو
وقتی نشستی اندکی نزدیک تر دیوانه جان

چون می نشستی پیش من، گفتم که اینک خویش من
ای آشنا در چشم من با یک نظر دیوانه جان

گفتیم تا پایان بریم این عشق را با یک سفر
عشقی که هم آغاز شد با یک سفر دیوانه جان

کی داشته است اما جنون در کار خویش از چند و چون
قید سفر دیوانه جان! قید حضر دیوانه جان

ما وصل را با واژه هایی تازه معنا می کنیم
روزی بیامیزیم اگر با یکدگر دیوانه جان

تا چاربند عقل را ویران کنی اینگونه شو
دیوانه خود، دیوانه دل، دیوانه سر، دیوانه جان

ای حاصل ضرب جنون در جانِ جانِ جانِ من
دیوانه در دیوانگی، دیوانه در دیوانه جان

هم عشق از آنسوی دگر سوی جنونت می کشد
گیرم که عاقل هم شدی زین رهگذر دیوانه جان

یا عقل را نابود کن یا با جنون خود بمیر
در عشق هم یا با سپر یا بر سپر دیوانه جان

حسین منزوی


برچسب‌ها: اشعار, غزل, حسین منزوی
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم تیر ۱۳۹۵ساعت 0:45  توسط احسان نصری  | 

از جایی به بعد
شناخت ما را دور می کند

تو بر نبودنت اصرار کن،
من به از دور دوست داشتن ات

مرزهای سایه ی تو را دوست داشتن
بهتر از همه ی توست
که دوست داشتنی نیست

سید محمد مرکبیان


برچسب‌ها: اشعار, شعر سپید, سید محمد مرکبیان
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۵ساعت 14:39  توسط احسان نصری  | 

آغوش تو دنیای آن بیگانه خواهد شد
با دست شومش گیسوانت شانه خواهد شد

با من شکوهی داشتی، با او نخواهی داشت
قصری که جای جغد شد ویرانه خواهد شد

افسانه ی خوشبختی ات گمنام خواهد ماند
گمنامیِ بدبختی ام افسانه خواهد شد

پنهان شدی تا مثل «از ما بهتران»... آری_
کِرمی که خود را گم کند پروانه خواهد شد

هر شب که می پیچد به اندام تو همخوابت
از بوی من در بسترش دیوانه خواهد شد

مهدی فرجی


برچسب‌ها: اشعار, غزل, مهدی فرجی
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم تیر ۱۳۹۵ساعت 15:49  توسط احسان نصری  |