خدا هم كه باشی

بندگانی هستند كه از تو ناراضی اند!

به دنبال رضایت چه كسی می گردی، وقتی این روزها، انسان ها از دست خودشان نيز عصبانی اند

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 12:36  توسط احسان نصری  | 

بيراهه رفته بودم
آن شب
دستم را گرفته بود و می کشيد
زين بعد همه عمرم را
بيراهه خواهم رفت

حسین پناهی


برچسب‌ها: اشعار, شعر سپید, حسین پناهی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 10:32  توسط احسان نصری  | 

گاهی باید از خانه گریخت
به کوچه، خیابان، پارک
و در خود فرو رفت...

گاهی باید از خود گریخت
به جاده های مه آلود، خانه های موهوم
خیال او که تو را از خود کرده است،
که تو را بی خود کرده است...

گاهی باید از او گریخت!
اما به کجا؟

شهاب مقربین

برچسب‌ها: اشعار, شعر سپید, شهاب مقربین
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 17:13  توسط احسان نصری  | 

چقدر خنده داره که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می‌گذره!

چقدر خنده داره که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می‌ریم کم به چشم میاد!
چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت می‌گذره!

چقدر خنده داره که وقتی می‌خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می‌کنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم اما وقتی که می‌خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!
چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می‌کشه لذت می‌بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی‌گنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی‌تر از حدش می‌شه شکایت می‌کنیم و آزرده خاطر می‌شیم!
چقدر خنده داره که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!

چقدر خنده داره که سعی می‌کنیم ردیف جلو صندلی‌های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین صف نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم!
چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی‌کنیم اما بقیه برنامه‌ها رو سعی می‌کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!
چقدر خنده داره که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می‌کنیم اما سخنان قران رو به سختی باور می‌کنیم!
چقدر خنده داره که همه مردم می‌خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت برن!

چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیامک یا ایمیل به دیگران ارسال می‌کنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می‌گیره اما وقتی سخن و پیام الهی رو می‌شنویم دو برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می‌کنیم!
خنده داره
اینطور نیست؟
دارید می‌خندید؟
یا

دارید فکر می‌کنید؟


برچسب‌ها: داستان های ساده اما قشنگ
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 13:24  توسط احسان نصری  | 

دقایق نبودن زیاد شده است....!

هر چه بیشتر می شوند....دلم بیشتر ریش ریش می شود....!

بیا و جلوی این دقایق را بگیر...!

تو اگر نیای مجبور می شوم خودم جلوی آنها را بگیرم،برای همیشه جلوی این دقایق را می بندم....!

با نبودن...!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 18:53  توسط احسان نصری  | 

از تو که حرف می زنم همه فعل ها ماضی اند...
حتی ماضی بعید
ماضی خیلی خیلی بعید...

کمی نزدیک تر بنشین
دلم برای یک حال ساده تنگ شده است

معصومه ناصری


برچسب‌ها: اشعار, شعر سپید, معصومه ناصری
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 10:18  توسط احسان نصری  |