X
تبلیغات
ساده اما قشنگ - سید علی صالحی
I have always loved you There's never been anyone else I knew you before I knew myself
خسته
خودخواه
بی شکیب

از این جهان فقط همین ها را برایم باقی گذاشته اند

با من مدارا کن!
بعدها...
دلت برایم تنگ خواهد شد...

سید علی صالحی


برچسب‌ها: اشعار, شعر سپید, سید علی صالحی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1392ساعت 11:40  توسط احسان نصری  | 

می خواستم چشمهای تو را ببوسم
تو نبودی، باران بود
رو به آسمانِ بلندِ پُر گفت و گو گفتم:
تو ندیدیش...!؟-
و چیزی، صدایی...
صدایی شبیهِ صدای آدمی آمد،
گفت: نامش را بگو
تا جستجو کنیم
نفهمیدم چه شد که باز
یکهو و بی هوا، هوای تو کردم
دیدم دارد ترانه ای به یادم می آید
گفتم: شوخی کردم به خدا
می خواستم صورتم از لمسِ لذیذِ باران
فقط خیسِ گریه شود
ورنه کدام چشم
کدام بوسه
کدام گفت و گو...!؟
من هرگز هیچ میلی
به پنهان کردنِ کلماتِ بی رویا نداشته ام

سید علی صالحی


برچسب‌ها: اشعار, شعر سپید, سید علی صالحی
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1392ساعت 14:55  توسط احسان نصری  | 

تظاهر می کنم که ترسیده ام
تظاهر می کنم به بُن بَست رسیده ام
تظاهر می کنم که پیر، که خسته، که بی حواس!
پَرت می روم که عده ای خیال کنند
امید ماندنم در سر نیست
یا لااقل...
علاقه به رفتنم را حرفی، چیزی، چراغی...!
دستم به قلم نمی رود
کلماتم کناره گرفته اند
و سکوت... سایه اش سنگین است،
و خلوتی که گاه یادم می رود خانه ی خودِ من است.
از اعتمادِ کاملِ پَرده به باد بیزارم
از خیانتِ همهمه به خاموشی
از دیو و از شنیدن، از دیوار.
برای من
دوست داشتن
آخرین دلیلِ دانایی ست
اما هوا همیشه آفتابی نیست
عشق همیشه علامتِ رستگاری نیست
و من گاهی اوقات مجبورم
به آرامشِ عمیقِ سنگ حسادت کنم
چقدر خیالش آسوده است
چقدر تحملِ سکوتش طولانی ست
چقدر...
نباید کسی بفهمد
دل و دستِ این خسته ی خراب
از خوابِ زندگی می لرزد.
باید تظاهر کنم حالم خوب است
راحتم، راضیم، رها...
راهی نیست.
مجبورم!
باید به اعتمادِ آسوده ی سایه به آفتاب برگردم.

سید علی صالحی


برچسب‌ها: اشعار, شعر سپید, سید علی صالحی
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1392ساعت 1:18  توسط احسان نصری  | 

هی دور می شوی
پرهیز می کنی
کنار می کشی چرا؟
گاهی کمی آلودگی... بد نیست
گاهی کمی آلودگی از اندوه آدمی می کاهد
خیلی ها خیلی وقت است...
که رویاهای خود را در ایستگاهی دور جا گذاشته اند
به عمد آمده اند زندگی کنند
می گویند بی خیال هرچه که بود و بی خیال هرچه که هست.
تو هم مثل خیلی ها از اشتباه نترس
نزدیک تر بیا
اشتباه یکی از عالی ترین علائم اثبات آدمی ست.
 
سید علی صالحی

 


برچسب‌ها: اشعار, شعر سپید, سید علی صالحی
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1391ساعت 12:24  توسط احسان نصری  | 

بیا بی خبر به خواب هفت سالگی بر گردیم
غصه هامان گوشه ی گنجه بی کليد
مشق هامان نوشته
تقویم تمام مدارس در باد
و عید یعني همیشه همین فردا
نه دوش و نه امروز...

سید علی صالحی


برچسب‌ها: اشعار, شعر سپید, سید علی صالحی
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1391ساعت 13:28  توسط احسان نصری  | 

در اين دنيای دَرَندَشت
هر چيزی به نحوی بالاخره زندگی می‌کند
باران که بيايد
بيد هم دشمنی‌های خود را با اَرّه
فراموش خواهد کرد..!

سید علی صالحی

برچسب‌ها: اشعار, شعر سپید, سید علی صالحی
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مهر 1390ساعت 19:39  توسط احسان نصری  | 

اشتباه می‌کنند بعضی‌ها
که اشتباه نمی‌کنند!
بايد راه افتاد،
مثل رودها که بعضی به دريا می‌رسند
بعضی هم به دريا نمی‌رسند.
رفتن هیچ ربطی به رسیدن ندارد

سید علی صالحی

برچسب‌ها: اشعار, شعر سپید, سید علی صالحی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 15:55  توسط احسان نصری  |